انبوه - به پایگاه اطلاع رسانی روستای تاریخی انبوه خوش امدید .

برای شناساندن سرزمین مادری ، فرهنگ ، آداب و رسوم روستای تاریخی خود ، با بضاعت ناچیز خود تمام سعی خود را کرده و در این زمینه دست همه عزیزانی که قلبشان به عشق انبوه می تپد را می فشارم .تلفن پاسخگویی : سیف الله طالبی انبوهی 09125397188

نامه ای بسیار زیبا از شهید نباتعلی مظفرزاده انبوهی به مادر گرامیش
نویسنده : سیف الله طالبی انبوهی - ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ تیر ۱۳٩۳
 

                 شهادت هنر مردان خداست.

 

 در کویر لوت کرمان قلب من ازرده است.

   هر کس از مادرجدا شد بی گمان او مرده است .

 

      نامه ای  از شهید نباتعلی مظفرزاده به مادر گرامیش

 

                             به نام خداوند بزرگ      

خدمت مادر عزیزم سلام عرض میکنم . مادرم پس از عرض سلام  سلامتی شما

را از درگاه خداوند بزرگ خواهان و خواستارم باری مادر جان امیدوارم که حال مبارک

شما خوب و خوش باشد و هیچگونه نگرانی نداشته باشید .و همیشه شاد و خرم

 باشید باری مادر جان نامه ای را که برایت مینویسم هم اکنون در سنگر نشسته ام و

برایت ارسال میکنم امیوارم که این نامه ناقابل من که از کوههای بسیار بلند و از

دشت های پهناور و از رودهای پراکنده سرچشمه میگیرد تا بوجود نازنین شما

میرسد امیدوارم که این نامه را از من قبول کنی مادر جان امیدوارم که برای من

 ناراحت نباشی مگر تنها من در منطقه هستم به خدا امثال من هم خیلی زیاد در این

 جا هستند خوب انها هم پدر و مادر دارند مادر جان نمی دانم چرا شما این فکر را از سر

 خود بیرون نمی کنید مادر جان اگر تمام روز در منطقه باشم به خدا ناراحت نیستم تا

ان روزی که به مرخصی میایم ولی ان روز که مرخصی من تمام میشود شما مرا

بیشتر ناراحت میکنید . مادر جان امیدوارم که مرا به بزرگی خودتان ببخشید

درست است که شما یک مادر هستید ولی به فکر مادرهای دیگر را بکن که

جوانانشان در عراق(اسارت)بسر میبرند فکر به مادر هایی بکن که دو تا یا سه تا

جوان شهید داده اند مگر خون من از خون این همه جوان که در ایران از دست بهترین

 پدر و مادر ها رفته اند مگر من از انها بالا تر هستم نه به خدا شاید به خاک پای انها

 هم نرسم مادر جان انسان یکبار دنیا امده است و یکبار هم از دنیا میرود مادر جان

ما از خاک به دنیا امده ایم و به خاک فرو خواهیم رفت .نمیدانم شما چرا انقدر فکر

میکنید امیدوارم که برای منناراحت نباشید . مادر جان میدانم اگر  شما بیشتر از من

زجر بکشید ولی نباید این کار را بکنید به خوبی خوب همین زندگی را که دارید ادامه

 بدهید تا از این زندگی شیرین و لذت بخش برای شما به خوشی  بگذرد. امیدوارم که

سر شما را درد نیاورده باشم  باری اگر احوالی از فرزند کوچک خود خواسته باشید بد

 نیستم  و بدعا گوی جان مبارک شما مشغول هستم و هیچگونه جای نگرانی

 نیست من حال خوب است . امیدوارم که برای من ناراحت نباشید .از قول بنده

خدمت فریده خانم و بچه ها سلام برسانید .مادر جان همان بچه هایی که پیش شما

هستند مگر من یکی از انها بالاتر هستم شما نباید ناراحت باشید چون سه تا دیگر از

پسرانت پیش شما هستند. مادر جان عوض اینکه من ناراحت باشم  که تنها در بیابان

 گیر کرده ام  شما ناراحت هستید .مادر جان بهترین عروس را که دارید ولی با هم

بسازید و با هم به این زندگی شیرین ادامه دهید .خوب من باز هم به مرخصی 

می ایم . از قول بنده خدمت فاطمه کوچک و حسین و سمیه هم خیلی خیلی سلام

برسانید . من از راه دور دست مبارک همگی شما را می بوسم امیدوارم که برای

من ناراحت نباشید . این هم ۱۰۰ بار والسلام به امید دیدار . 

 

 انکس که هرگز شما را فراموش نمی کند .  نبات علی مظفرزاده

 

نویسم نامه کس نیست بیاره                               به ابرش میدهم ترسم بباره  

به بادش میدهم ترسم نیاره                                به قمری میدهم شیرین زبانه

به بلبل می دهم بارش گرانه                               نویسم نامه با شوق و خنده

که باشی باخبر از حال بنده                                نویسم نامه من از برایت

جوابم را بده جانم فدایت                                    اگه بار گران بودم که رفتم

اگر بی خانمان بودم که رفتم                              شما با خانمان خود بمانید

که من بی خانمان بودم که رفتم

 

نویسنده نامه :  سرباز  وظیفه  نباتعلی  مظفرزاده  انبوهی